انجمنهای ایرانی دانشگاه با پروندههای ضخیم!
یاسر کراچیان
دانشجوی فیزیک دانشگاه تورنتو
ماجرا اینگونه آغاز شد. چند تا از بچههای انجمن دانشجویان ایرانی دانشگاه تورنتو یا همان ISU برای پرداخت خسارت بر سر آسیب زدن به یک میز دانشگاه! پیش یکی از مسوولین امور دانشجویی (Student Affairs) دانشگاه رفته بودند. این مسوول هم به شوخی میگوید که این انجمنهای ایرانی هم که همهاش اسباب دردسرند! اشاره میکند به انجمنهای ایرانی گذشته که هرکدام در اینجا پروندهای دارند بسیار ضخیم! و از حیرتش میگوید که چرا این همه انجمن ایرانی. مگر چه خبر است! بعدها وقتی ما در قاصدک این ماجرا را شنیدیم مصمم شدیم گزارشی تهیه کنیم از انجمنهای ایرانی دانشگاه تورنتو از آغاز تا کنون. از خاطراتی که باید ثبت شود قبل از این که از یادها برود. در این راه خیلیها با گفتن خاطراتشان به ما کمک کردند که باید از همهشان تشکر کرد. از نیاز فرهی، پوریا لطفی، رضا فتاحی، مسعود زنگنه، بهروز دروی و Jim Delaney از امور دانشجویی. بماند که Jim البته نگذاشت ما هیچ یک از پروندهها را نگاه کنیم!
پروندههای دانشگاه به ۱۹ سال پیش یعنی سال ۱۹۸۵ باز میگردد. در آن زمان به طور رسمی سه گروه ایرانی در دانشگاه ثبت شده بودند که مهمترین آنها Iranian Student Association (ISA) بود. دو نهاد دیگر آن سالها Iranian Student Cultural Association و Pesian Club است که چندان اطلاعی از آنها نیست. گفته میشود در آن سالها Persian Club بیشتر انجمنی بوده است برای فعالیتهای سیاسی که اعضای آن گرایش به سازمان مجاهدین خلق داشتند. بهروز دروی، از بنیانگذاران ISA، که امروز در لوسآنجلس سکونت دارد و یکی دو سال پیش نامش در ماجرای برگزاری کنسرت گوگوش در نشریات آمد، آن سالها را به خاطر میآورد که در دانشکدهی مهندسی تنها هفت یا هشت ایرانی بود. او با کمک آنها تصمیم گرفت که یک گروه ایرانی در دانشگاه تاسیس کند. با گذاشتن اولین جلسهی عمومی دانشجویان دانشکدههای دیگر نیز به انجمن میپیوندند و بهروز بهعنوان اولین دبیر (President) انتخاب میشود. آن روزها بیشتر فعالیتها در قالب دور هم جمع شدن افراد در یک کافهتریا بود. گاهی فیلمی هم از سینمای پیش از انقلاب نمایش میدادند.
این انجمنها تا سالهای اول دههی ۹۰ در دانشگاه کم و بیش فعالیت میکردند تا این که بین عدهای از ایرانیان دانشگاه بحث ادغام دو انجمن ایرانی پیش میآید که به نظر میآمد کارهای موازی انجام میدهند. سرانجام سال ۹۳ دیگر Iranian Student Cultural Association در دانشگاه تمدید نمیشود و ISA به UTISA (University of Toronto Iranian Student Association) تغییر نام مییابد. سال ۹۲ اولین نشریهی دانشجویی با عنوان «پیک دانشجو» منتشر میشود که تا هفت هشت شماره هم دوام میآورد. سالهای میانی دههی ۹۰ را شاید بتوان اوج فعالیت UTISA دانست. رضا فتاحی که امروز در تورنتو نشریهی خانه و خانواده را منتشر میکند، برای دو بار در سالهای ۹۴ و ۹۵ دبیر انجمن بود. او و دوستانش در آن دوران رونق خاصی به فعالیتهای ایرانیان در دانشگاه تورنتو دادند. سال ۹۴ برای اولین بار دانشگاه تورنتو جشن نوروز را با همکاری دانشگاه یورک برگزار میکند و به رقابت و جدایی دیرینهی نهادهای ایرانی این دو دانشگاه پایان میدهد.

از اتفاقات مهم آن زمان یکی اعتراض به سخنرانی بتی محمودی، نویسندهی کتاب «بدون دخترم هرگز» در تورنتو بود که از طریق برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی انجام شد. در آن سالها هر از گاهی شخصیتهای برجستهی ایرانی را به دانشگاه تورنتو برای سخنرانی دعوت میکردند که میتوان از احسان یارشاطر و بهروز وثوقی نام برد. برگزاری نمایشگاه آثار هنری ایرانیان در دانشگاه هم از آن دوره مرسوم میشود.

بعد از سال ۹۵ به تدریج زوال UTISA آغاز میگردد. نقطهی عطف این زوال برگزاری شب شعری در دانشگاه در سال ۹۶ بود که به درگیری و مداخلهی پلیس انجامید. ماجرا از این قرار بود که شب شعری برگزار میشود و دبیر آن زمان انجمن، افشین افراشته، در ابتدای مراسم از شرکتکنندگان میخواهد که شعر سیاسی نخوانند. این مساله اعتراض عدهای را برمیانگیزد به اینکه انجمن چه حقی دارد برای افراد تعیین تکلیف کند و این با اصول دموکراسی سازگار نیست. در میان برنامه یک نفر سعی میکند شعر سیاسی بخواند که بچههای انجمن جلو او میآیند و بلندگو را از او میگیرند. درگیری میشود و سروکلهی پلیس دانشگاه هم پیدا میشود. شب شعر گویا البته همچنان ادامه پیدا میکند. جمعی در داخل سالن و جمعی بیرون سالن هر گروه برای خودشان به شعر خواندن ادامه میدهند. هفتهی بعد نوشتهای از سوی اعتراضکنندگان جلسه در نشریهی شهروند منتشر میشود با عنوان «هشدار» که به آتش معرکه میافزاید. در متن به کنایه اشارهای شده بود به دعوت UTISA از گروه آواز Black Cats و این که این انجمن کاری جز دعوت از «گربههای سیاه» بلد نیست. بعد از این ماجرا افشین استعفا میدهد و تلاش بعضی اعضای فعال UTISA چون نیاز فرهی برای برگزاری انتخابات به علت عدم استقبال دانشجویان به جایی نمیرسد. گقته میشود در مدتی که انجمن دیگر عملا متوقف شده بود عدهای از نام و اعتبار انجمن استفاده میکردند و به برگزاری جشنهایی در دانشگاه میپرداختند که مشخص نیست درآمدش به کجا میرفت. سرانجام UTISA در سال ۹۷ دیگر تمدید نشد و بدین ترتیب انحلال یافت.

در همین حول و حوش سالهای ۹۷ که دیگر خبری از گروههای ایرانی نبود، در یکی از روزها یک دانشجوی تازه به نام فرناز رستمینژاد که مشتاق فعالیتهای فوقبرنامه بود، از طریق وبسایت دانشگاه به نام مسعود زنگنه برمیخورد که در آن زمان مسوول روابط عمومی (Contact Person) گروهی بود بهعنوان Iranian Art Association. گروهی که در عمل هیچ فعالیتی نداشت. آشنایی این دو با یکدیگر در نهایت به تاسیس انجمنی تازه در دانشگاه با نام Iranian Student Union (ISU) میانجامد. انجمنی که تا به امروز نیز پابرجاست. نیاز فرهی نیز از UTISA به کمک این دو میآید، اساسنامه مینویسد و با کمک چند نفری دیگر برای ISU وبسایت درست میکند. این سال اولین باری است که یک انجمن ایرانی در دانشگاه دارای وبسایت میشود. مدتی بعد انتخابات برگزار میشود و مسعود زنگنه بهعنوان اولین دبیر در سال ۹۷ انتخاب میشود. اولین برنامهی این انجمن هم جشن شب یلدا بوده است. سال ۹۸ هم فرناز دبیر میشود. فعالیت آن دوران بیشتر برگزاری جشنهای شب یلدا و نوروز و نمایشگاه آثار فرهنگی ایرانی در کتابخانهی ربارتس (Robarts Library) بود. حرف و حدیثهایی هم از آن زمان شنیده میشود که بعضی از اعضای هیات مدیرهی آن زمان از طریق روابطشان با DJها در هنگام برگزاری جشنها سو استفادهی مالی میکردند. گفته میشود در یکی دو سال نخست تاسیس ISU روابط بعضی از افراد ISU با بچههای قدیمی UTISA چندان خوب نبود. یکی دو بار مشکلاتی بروز کرد که تا مرز شکایت از امور دانشجویی و پلیس دانشگاه کشیده شد اما عملا اتفاقی نیفتاد.

سال ۹۹ فرناز در انتخابات، دبیری را به پوریا لطفی واگذار کرد. در دورهی جدید نمایش فیلمهای سینمایی نظم بیشتری گرفت. از مهمترین برنامهی آن دوره برگزاری Iran Day در ساختمان Sydney Smith دانشگاه بود که با استقبال خوبی مواجه شد. با افزایش تعداد دانشجویان درآمد برگزاری جشنها نیز زیادتر شد به گونهای که سال ۲۰۰۰ که امید خالویی انجمن را تحویل گرفت، برای اولین بار در حساب مالی انجمن به جای هیچ، دو هزار دلاری پول داشت. در دورهی امید بودجهی انجمن افزایش قابل توجهی پیدا میکند. ISU به کمک مجتمع تجاری پویا به دانشجویان موفق دانشگاه بورسیهی تحصیلی میدهد. چندین مراسم جشن در دانشگاه برگزار میشود و نمایش فیلم منظمتر میشود. فعالیتها آنقدر قابل توجه بود که رفتن اعضای هیاتمدیره به یک رستوران گرانقیمت با بودجهی ISU اعتراض چندانی را برنمیانگیزد. امید سال ۲۰۰۱ هم دبیر میشود تا اینکه در انتخابات سال ۲۰۰۲، سیاوش بلورانی بر طهورا طباطبایی که از همکاران اصلی امید بود، پیروز میشود و ISU ترکیب جدیدی پیدا میکند. این گروه اگر چه در ابتدا فعال ظاهر شد و مثلا برگزاری جشن سده را از خود به یادگار گذاشت، اما پس از برگزاری جشن نوروز به کل از هم پاشید و برای بقیهی سال هیچ فعالیتی نداشت. از حرف و حدیثهای آن زمان یکی این است که در آن دوره پول انجمن به یکی دو نفر بهعنوان وام داده میشود بدون اینکه نظارتی انجام شود. به دلیل توقف فعالیت کامل انجمن انتخابات دورهی بعد که باید در ابتدای تابستان برگزار میشد، به اکتبر موکول شد و آن هم به دلیل حضور بسیار کم دانشجویان برگزار نشد. سرانجام بعد از تبلیغات فراوان و کشاندن بچههای دانشگاه به بهانهی خوردن پیتزا انتخابات ۲۰۰۳ در نوامبر برگزار شد و این بار سینا آقایی به سمت دبیری برگزیده شد. در این دوره فعالیتهای ISU نظم گذشتهی خود را بازیافت. انتخابات دورهی جدید که فعالیت خود را از ابتدای ترم آینده آغاز میکند، نیز اخیرا برگزار شد و این بار طهورا به عنوان دبیر انتخاب شده است در حالی که رقیب گذشتهاش سیاوش حالا معاونش شده است.

در حوالی سال ۹۹ عدهای دیگر از ایرانیها را هم در دانشگاه میشد دید که بیشتر اوقات خود با یکدیگر را در کافهتریای کتابخانهی ربارتس میگذراندند. آنها کسانی بودند که یک سال بعد Iranian Association at UofT (IAUT) یا همان کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو را تاسیس کردند. مهمترین فرد این گروه دکتر رامین جهانبگلو بود که یکی دو سالی بود به تورنتو آمده بود و در دانشکدهی علوم سیاسی درس میداد. او به دلیل اختلاف سنی و فکری نتوانست با ISU همکاری کند و به تدریج با جمع کافه به فکر راه اندازی نهادی دیگر افتاد. از میان ISU آن زمان پوریا هم به این جمع پیوست تا در ژانویهی ۲۰۰۰ کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو در دانشگاه ثبت شد. بر طبق اساسنامهی کانون همهی اعضای هیاتمدیره در یک سطح بودند و کانون دبیر خاصی نداشت. از اعضای هیات مدیرهی آن زمان IAUT میتوان از مهدی باقی، علیرضا فخراشراقی و ارسلان کهنموییپور نام برد. فعالیت اصلی این کانون در ابتدا برگزاری سخنرانیهای ماهانه بود. از سویی دیگر مدتی بعد دکتر جهانبگلو برای عدهی دیگری از دانشجویان دانشگاه شروع به تدریس تاریخ فلسفه کرد. این کلاس که در آن زمان هر شنبه ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر در اتاقی در ساختمان SF برگزار میشد، ابتدا با ۳ یا ۴ نفر آغاز شد و هر هفته به تعداد شرکتکنندگانش افزوده شد. از اولین دانشجویان آن کلاس میتوان به بابک فرزاد، افسانه فضلی، رضا عظیمی و یاسر کراچیان اشاره کرد. مدتی بعد هنگام تشکیل یک لیست ایمیل برای اعضای گروه، نام آگورا (Agora) انتخاب شد. آگورا در یونان باستان نام میدانی بود که مردم در آن جمع میشدند و به بحث با یکدیگر میپرداختند. در آوریل ۲۰۰۱ به همت دکتر جهانبگلو، کنفرانس سیرا (CIRA) Center for Iranian Research and Analysis در تورنتو برگزار شد که اعضای آگورا و IAUT در برگزاری آن مشارکت داشتند. همین باعث شد که این دو گروه به یکدیگر نزدیکتر شوند تا این که در انتخابات سال ۲۰۰۱ چند تن از بچههای آگورا چون بهار امینوزیری و یاسر کراچیان به عضویت هیات مدیرهی IAUT درآمدند. به تدریج این دو گروه در هم ادغام شدند تا به امروز که دیگر آگورا شاخهای از IAUT است. با رفتن دکتر جهانبگلو از کانادا در سال ۲۰۰۲ کلاسهای فلسفه نیز پایان یافت ولی همچنان جلسات آگورا ادامه پیدا کرد، بدین ترتیب که هر هفته یکی از خود اعضا دربارهی یک موضوع سخنرانی میکرد. با گذشت زمان سطح سخنرانیها بالاتر رفت به طوری که در حال حاضر بیشتر سخنرانان آگورا استادان دانشگاه یا شخصیتهای مهم فرهنگی هستند که برای صحبت کردن دعوت میشوند.
در انتخابات سال ۲۰۰۲ بچههای آگورا مانند بهمن کلباسی و فرنوش حیدرزاده وارد هیات مدیرهی IAUT میشوند. سالهای ۲۰۰۲ تا کنون را میتوان سالهای اوج فعالیت IAUT در دانشگاه دانست. بیشتر فعالیت انجمن بر روی برگزاری جلسات هفتگی آگورا متمرکز میشود. از فعالیتهای دیگر میتوان به برگزاری کنسرت خیریه، کلاسهای زبان فرانسه و موسیقی، برگزاری جشن نوروز در دانشگاه و نمایش بیش از ۱۲ فیلم سینمایی در سال اشاره کرد. هیاتمدیرهی سال ۲۰۰۲ برای دفاع از حقوق ایرانیان نیز اقداماتی کرد. از آن جمله نامههایی بود که یکی به بیل گراهام وزیر امور خارجهی کانادا در اعتراض به انگشتنگاری ایرانی-کاناداییها توسط دولت آمریکا و دیگری به روزنامهی تورنتواستار در اعتراض به کار بردن «خلیج عربی» به جای «خلیج فارس» نوشتند. هیات مدیرهی آن سال اگر چه در بیشتر سال با تفاهم با یکدیگر کار میکردند، دو ماهی را هم به دلیل اختلاف نظر در برگزاری مراسم افطاری در ماه رمضان در دانشگاه با تنش گذراندند. افطاریای که در نهایت هم برگزار نشد.
سال ۲۰۰۳ افراد جدیدی چون رضا عظیمی، بهرنگ فروغی و علیداد مافینظام به هیات مدیره پیوستند. در کنار آنها پوریا همچنان از بدو تاسیس IAUT در سال ۲۰۰۰ پای ثابت هیات مدیره بود! در کنار برگزاری پربار جلسات آگورا از فعالیتهای IAUT در آن سال میتوان به برگزاری کنفرانس یک روزهی پنجاهمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد اشاره کرد. هزینههای این کنفرانس که حدود ده هزار دلار بود از فروش بلیت و جمعآوری کمک تهیه شد. این کنفرانس در نوع خود یک اتفاق مهم برای جامعهی ایرانیان شهر تورنتو بود. در نوامبر همان سال هم در سالن Great Hall ساختمان هارت هاس (Hart House) مراسمی با عنوان Colors of Iran برگزار شد که در نوع خود بزرگترین مراسم معرفی فرهنگ ایرانی در دانشگاه تا کنون بوده است. در این مراسم که با تدارکات چند ماهه برگزار شد گروههای مختلف هنری چون گروههای موسیقی، آواز و رقص به اجرای برنامه پرداختند. در این مراسم غذای ایرانی نیز فروخته میشد که به علت همزمانیش با ماه رمضان موجب اعتراض عدهای به مسوولان IAUT شد. IAUT هم اعلام کرد که ضمن احترام به معذوریت عدهای از ایرانیان، به دلیل محدودیتهایی که دانشگاه ایجاد کرده بود نمیتوانسته مراسم را در زمانی دیگر برگزار کند.
از سویی دیگر از اواسط سال ۲۰۰۳ جمعی از شرکتکنندگان جلسات آگورا و IAUT همراه با عدهای دیگر که در کانون اندیشه، گفتوگو و حقوق بشر تورنتو فعالیت میکردند، دور هم جمع شدند و به سبک آگورا ولی این بار جمعهها هر دو هفته یکبار جلسات سخنرانی پیرامون مسایل ایران میگذاشتند. از میان موسسان این گروه میتوان به مجتبی مهدوی، مهرداد آریننژاد و مهرداد صمدزاده اشاره کرد. این گروه که نام نگاه (Negah) را برای خود برگزیده در نیمهی ماه آوریل امسال در دانشگاه رسما ثبت شد.
جدای از این انجمنهای فعالی که نام برده شد، همیشه چندین انجمن و گروه وجود داشتهاند که هیچ فعالیتی نمیکردند. برای نمونه بر طبق پروندهی موجود در امور دانشجویی دانشگاه گروه Persian Club از سال ۸۵ تا همین پارسال در دانشگاه ثبت بوده و هر سال هم دستاندرکارانش مجوزش را تمدید میکردند تا این که سال گذشته بنا به دلایلی که مشخص نیست دانشگاه از تمدید این گروه خودداری میکند. هیچ کس نمیداند این گروه حداقل در سالهای اخیر چه میکرده است. به نظر میآید مسوولان این گروه با ثبت آن از امکانات دانشگاه چون سالن برای مقاصد شخصی خود استفاده میکردند. گاه پیش میآمده که در یکی از سالنهای دانشگاه یک حزب سیاسی برنامه داشته و بعد با مراجعه به پروندههای دانشگاه مشخص میشده که سالن برای شب شعر و داستان رزرو شده است.
یکی دیگر از کارکردهای انجمنهای ایرانی برای بعضی افزودن سابقهی مدیریت یک گروه دانشجویی در رزومهشان بوده است. اگر چه این انگیزه تا اندازهای مقبول هم هست، اما با مراجعه به پروندههای دانشگاه میتوان گروههای ایرانی را یافت که به ندرت کاری میکردند. در گفتوگوهایی که شد در یک مورد یکی از افراد حتی به خاطر نمیآورد که خودش زمانی از موسسان فلان گروه ایرانی دانشگاه بوده است. از گروههایی که در دورهی کوتاهی در دانشگاه تاسیس شدند و به نظر میآید به دلیل فعال نبودن خود به خود منحل شدند میتوان به Iranian Student Society از ۹۷ تا ۹۸، Iranian Student Sports Club از سال ۹۴ تا ۹۶، Iranian Art Association از سال ۹۱ تا ۲۰۰۰ و Persian Cultural Association از ۸۸ تا ۸۹ اشاره کرد.









