به تغيير رای دهيد
شايان مشاطيان
انتخابات استان انتاريو، مثل هر انتخابات ديگری در امريکای شمالي، شامل مقداری وعده و وعيد بود، مقداری انتقاد و به مضحکه کشيدن رقيب، سفرهای نمايشی به مدارس و خانه های سالمندان و شرکت در ميزگردهای مختلف.
در اين انتخابات هم مثل هر انتخابات ديگری در امريکای شمالى، رقبا با تکيه بر ناکاميهای حزب حاکم به وی تاختند، جدا از اينکه اين ناکاميها بلای آسمانی باشد مثل سارز، يا بلای زمينی باشد مثل قطع برق.
در اين انتخابات هم مثل هر انتخابات ديگری در کشورهای صنعتى، نصف مردم اصلا کوچکترين علاقهای به موضوع نشان ندادند و نصف ديگر آنقدر علاقه مند نبودند که پای صندوقهای رای بروند. جوانان هم گفتند سياستمداران بهترين دروغگويانی هستند که ميشناسيم.
در اين انتخابات هم مثل هر انتخابات ديگری در اين طرفها، به جای شعارهای کلی در باب آزادی و استقلال و دموکراسی و مهار فساد اقتصادى، به شعارهای جزئی در باب افزايش بودجه آموزش و بهداشت و فراهم کردن کار برای مهاجرين و اينکه ماليات کم ميشود يا ثابت مىماند، سياست نامزدها در قبال نرخ بيمه ماشين و قول آسفالت کردن جادهها، پرداخته شد.
در اين انتخابات هم رسانهها مقداری آگهی گرفتند، مقداری محاسبه و مصاحبه کردند، مقداری تحليل کردند و مقداری پيش بينی و جمع بندى. يکی از کانديداها ميپرسيد تا به حال مانيکور کرده ای يا نه و يکی ديگر مىپرسيد تو هم سگتان را مىبری گردش يا نه.
در اين انتخابات هم خانوادههای دور و نزديک نامزدها، عکس آنها را روی تابلوهای چوبی کوتاه جلوی چمن خانه کاشتند و از رنگ نارنجی (NDP)، سبز (حزب سبزها)، قرمز (ليبرالها) و آبی (محافظه کارها) مىشد فهميد توزيع فاميلىی احزاب در سطح شهر چگونه است.
در اين انتخابات هم بعد از برگزارى، رئيس حزب حاکم شکست خورده سخنرانيی خداحافظی کرد و گفت که مردم تغيير را انتخاب کردهاند و وی به اين درخواست احترام ميگذارد و تن مى دهد (اين جمله همان قدر که اينجا کليشهای است، برای جهان سومىها معنی دارد).
در اين انتخابات هم جشن پيروزی در دفتر مرکزىی حزب پيروز (ليبرالها) برگزار شد و در حد يک شوی تلويزيونى، رهبر حزب برنده ضمن سلام و عليک و روبوسی با سيصد، چهارصد نفر از فک و فاميل و رفقا، از همه به خاطر حمايتشان تشکر کرد و خانوم بچهها هم پشت سرش روی سن صف کشيدند و بقيه برايشان هورا کشيدند.
در اين انتخابات هم فکر مىکنی که در آن سوی دنيا کسی اعتقاد ندارد که حکومتها برای رای مردم ارزش قائل مىشوند (هر چند ناديده گرفتن آن روز به روز سختتر مىشود) و در اين سو هم سيستم و برنامهريزىهای دراز مدت جدىتر از آن است که بخواهی به همهی وعدههای نامزدها دل خوش کنی و دست آخر با اين سوال باقی مىمانی که واقعا رای مردم در تعيين سرنوشتشان چقدر تاثير دارد؟









